دل نوشته هایی از سر شیدایی

اینجا کلبه ی تنهایی من است .. بر در و دیوارش فریاد های تنهایی و بی صداییم را حک می کنم .. در سکوت کلبه ام فریاد می زنم تا بمانم ..شاید که بمانم تا زمانی که .......تا زمانی که اینجا جایی باشد برای دل من و تو

تمام شد

فعلا تعطیل تا شاید وقتی دیگر....

| چهارشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸۸ |نوشتهء سکوت **

 

 

دیگر جایی برای خواندن عاشقانه هایم نیست

آن هم عاشقانه هایی بی مخاطب

فقط همین

!!

!

| دوشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸۸ |نوشتهء سکوت **

نیستی

وقتی که دیگر نبود

من به بودنش نیازمند شدم .

 

وقتی که دیگر رفت

من به انتظار آمدنش نشستم.

 

وقتی که دیگرنمی توانست مرا دوست بدارد

من او را دوست داشتم.

 

وقتی که او تمام کرد

من شروع کردم....

وقتی او تمام شد .... من آغاز شدم.

 

و چه سخت است تنها متولد شدن

مثل تنها زندگی کردن است ....

مثل تنها مردن

پ.ن:چقدر این روزا دلتنگِ وجودتم پدر

| پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۸ |نوشتهء سکوت **

خمار

آنگاه که خمارِ یک لحظه دیدنِ تو می شوم

به گمانم شراب هم به مستیم حسادت می کند.

| جمعه ٧ اسفند ۱۳۸۸ |نوشتهء سکوت **

تو باش

روز

و شب

گم کرده ام

تو پیدا باش...

در این سراب زندگی

تو نور باش...

| پنجشنبه ٦ اسفند ۱۳۸۸ |نوشتهء سکوت **

؟؟

خبرت هست که از دوریِ تو دلتنگم؟؟

| یکشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸۸ |نوشتهء سکوت **

راه سوم!!

چه تنگنای سختی است!

یک انسان یا باید بماند یا برود .

و این هر دو

اکنون برایم از معنی تهی شده است.

و دریغ که راه سومی هم نیست!!!

(د.ع.ش)

| سه‌شنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸۸ |نوشتهء سکوت **

حرفی ندارم

 تمام نا گفته هایم
 در سکوتم
 پنهان می شوند...

| دوشنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸۸ |نوشتهء سکوت **


من و تو و...

تمام ماجرای من

                                 سه واژه شد برای تو...

 

سه واژه ی جدا ، جدا

                                من و.....

                                       شب و.....

                                               هوای تو....

| پنجشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸۸ |نوشتهء سکوت **

نفس و سکوت

 

نفس می کشم

کوتاه و  بی صدا

سکوت می کنم

طولانی و بلند

نفس هایم پر از طعم نفس های تو

و سکوتم پر از طنین موسیقی صدای توست .

| چهارشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸۸ |نوشتهء سکوت **

بازم تو

تو رازی ..

تو رمزی..

تو تمام روزهای عمرم را اولین و آخرینی..

| سه‌شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ |نوشتهء سکوت **

طعم زندگی

 

زندگی را می چشم 

طعم لحظه های با تو بودن را میدهد ...

| دوشنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸۸ |نوشتهء سکوت **

قبله؟؟

     هرکس به تمنای کسی غرق نیازست     

                        هرکس به سوی قبله خود رو به نمازست

سایه ی لبخندت روی زندگیم که باشه زندگیم سرشار از آرامش میشه ..

| یکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸ |نوشتهء سکوت **

حس خوب

حس خوبیه وقتی که میبینم تو شادی..

حس خوبیه وقتی لبخند رو بعد از مدتها رو لبات میبینم..

حس خوبیه وقتی میبینم   باعث شدم که شاید امروزت با بقیه روزا فرق داشته باشه..

حس خوبیه که امروز فهمیدم برا یه نفر یه کمی ارزش دارم ..

اگرچه شاید لیاقت نداشته باشم..

حس خوبیه که ...

که...

که تو رو دارم..

| شنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸۸ |نوشتهء سکوت **

"ل ب خ ن د "مسموم

نمی شود "دوست داشتنت "را
هر روز فریاد زد
وقتی "تنهایی"
لبخند مسمومش را
نشانم می دهد!

| جمعه ٢ بهمن ۱۳۸۸ |نوشتهء سکوت **

تو؟؟

گاه شیرین تر از عسل

گاه تلخ تر از هلاهل

تو را چه صدا بزنم؟

عسلِ تلخ!!

| پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ |نوشتهء سکوت **

آتش

آتش که گرفته باشی
دوست نخواهی داشت

کسی در آتشت بسوزد

خاصا اینکه آنکس
خود شعله‌ی شیرین آتشت بوده باشد.

| چهارشنبه ۳٠ دی ۱۳۸۸ |نوشتهء سکوت **

مستی

نام تو مرا همیشه مست می کند
بهتر از شراب
بهتر از تمام شعرهای ناب
نام تو اگر چه بهترین سرود زندگی است
من ترا به خلوت خدایی خیال خود
بهترین بهترین من خطاب میکنم

بهترین بهترین من

| دوشنبه ٢۸ دی ۱۳۸۸ |نوشتهء سکوت **

بیــــــــزارم...

در سکوت رازی است

که در فریاد ناپیداست!!

سکوت می کنم نجوای شبانه را

در دلم فریاد می زنم

می جوشد عشق تو در درونم

وای که چقدر بیـــزارم

بیزارم از پنهان کردن عشقت در مقابلم

چقدر عاشقم

سکوت را می بوسم

سکوت گشته همدم شبانه ام

| پنجشنبه ۱٧ دی ۱۳۸۸ |نوشتهء سکوت **

وسعت دوست داشتنت

روزی گفتم که به اندازه ی ستاره ها

دوستت دارم

شب شد،

خیره به آسمان ستاره شمردم

روز شد،

و من هنوز در شمارش بودم

و فهمیدم

وسعت دوست داشتنت

بیشتر از ستاره هاست...

| چهارشنبه ۱٦ دی ۱۳۸۸ |نوشتهء سکوت **


Design By : Night Skin