دل نوشته هایی از سر شیدایی
اینجا کلبه ی تنهایی من است .. بر در و دیوارش فریاد های تنهایی و بی صداییم را حک می کنم .. در سکوت کلبه ام فریاد می زنم تا بمانم ..شاید که بمانم تا زمانی که .......تا زمانی که اینجا جایی باشد برای دل من و تو
دیگر جایی برای خواندن عاشقانه هایم نیست آن هم عاشقانه هایی بی مخاطب فقط همین !! ! نیستی وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم . وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم. وقتی که دیگرنمی توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم. وقتی که او تمام کرد من شروع کردم.... وقتی او تمام شد .... من آغاز شدم. و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن است .... مثل تنها مردن پ.ن:چقدر این روزا دلتنگِ وجودتم پدر خمار آنگاه که خمارِ یک لحظه دیدنِ تو می شوم به گمانم شراب هم به مستیم حسادت می کند. تو باش روز و شب گم کرده ام تو پیدا باش... در این سراب زندگی تو نور باش... راه سوم!!
چه تنگنای سختی است! یک انسان یا باید بماند یا برود . و این هر دو اکنون برایم از معنی تهی شده است. و دریغ که راه سومی هم نیست!!! (د.ع.ش) سه واژه شد برای تو... سه واژه ی جدا ، جدا من و..... شب و..... هوای تو.... نفس و سکوت نفس می کشم کوتاه و بی صدا سکوت می کنم طولانی و بلند نفس هایم پر از طعم نفس های تو و سکوتم پر از طنین موسیقی صدای توست . بازم تو تو رازی .. تو رمزی.. تو تمام روزهای عمرم را اولین و آخرینی.. طعم زندگی زندگی را می چشم طعم لحظه های با تو بودن را میدهد ... قبله؟؟ هرکس به تمنای کسی غرق نیازست هرکس به سوی قبله خود رو به نمازست سایه ی لبخندت روی زندگیم که باشه زندگیم سرشار از آرامش میشه .. حس خوب حس خوبیه وقتی که میبینم تو شادی.. حس خوبیه وقتی لبخند رو بعد از مدتها رو لبات میبینم.. حس خوبیه وقتی میبینم باعث شدم که شاید امروزت با بقیه روزا فرق داشته باشه.. حس خوبیه که امروز فهمیدم برا یه نفر یه کمی ارزش دارم .. اگرچه شاید لیاقت نداشته باشم.. حس خوبیه که ... که... که تو رو دارم.. "ل ب خ ن د "مسموم نمی شود "دوست داشتنت "را تو؟؟ گاه شیرین تر از عسل گاه تلخ تر از هلاهل تو را چه صدا بزنم؟ عسلِ تلخ!! آتش آتش که گرفته باشی کسی در آتشت بسوزد خاصا اینکه آنکس مستی نام تو مرا همیشه مست می کند بهترین بهترین من بیــــــــزارم... در سکوت رازی است که در فریاد ناپیداست!! سکوت می کنم نجوای شبانه را در دلم فریاد می زنم می جوشد عشق تو در درونم وای که چقدر بیـــزارم بیزارم از پنهان کردن عشقت در مقابلم چقدر عاشقم سکوت را می بوسم سکوت گشته همدم شبانه ام
هر روز فریاد زد
وقتی "تنهایی"
لبخند مسمومش را
نشانم می دهد!
دوست نخواهی داشت
خود شعلهی شیرین آتشت بوده باشد.
بهتر از شراب
بهتر از تمام شعرهای ناب
نام تو اگر چه بهترین سرود زندگی است
من ترا به خلوت خدایی خیال خود
بهترین بهترین من خطاب میکنم
| Design By : Night Skin |
